تبليغاتX
روز نگاشت

هميشه در اين فكر بوده ام كه در بوجود آمدن فضاي كنوني جامعه مفصر اصلي كيست، من به عنوان يك جوان ، نسل اول جامعه يا نسل سوم؟ هرگاه به گذشته مي نگرم و روابط جوانان ساليان پيش را ميبينم حسرت ميخورم به آنهمه صداقت و يكرنگي ، به دوستيهاي بدون ريا، به همبستگي آنها و اكنون كجا ايستاده ايم . مگر ما تربيتشده همان نسل نيستيم ، مگر همان نسل پدر و مادران ما نشده اند؟ پس چرا نمي توانيم آنگونه باشيم؟ كجاي تربيت ما اشكال داشته است. پدر و مادر را به سنتي بودن متهم ميكنيم ولي به نظر من همان پدر و مادر از ما مدرن تر هستند، هرگاه چيزي از آنها خواسته ايم به سرعت براي تهيه كرده اند ، همين مظاهر پيشرفت مانند كامپيوتر ، موبايل، ماشين، و... را همان نسل سنتي براي ما تهيه كرده اند ولي چرا اين نسل سنتي راههاي استفاده صحيح از اين وسايل را به نمي آموزند، چرا در استفاده بهتراز اين وسايل ما را راهنمايي نمي كنند؟ چرا كنترل نمي كنند كه ما چه بهره ايي و استفاده اي از اين وسالي مي بريم. آيا استفاده بهينه است يا تنها مصرف گرايي و پوچي.؟ همين نسلي كه ما متهم ميكنيم به ندانستن و فاصله با ما هيچگاه به خود اجازه نداده اند وارد حريم شخصي فرزندانشان شوند، كدام پدر يا مادري موبايل فرزندش را كنترل مي كند؟ كداميك كامپيوتر يا نمي دانم دفترچه خاطرات و روابط خارج از خانه فرزندانش را كنترل مي كند؟ نه اينكه همه اينگونه هستند ..نه هستند كساني كه به طور منطقي كنترل ميكنند و هستند كساني كه به طور افراطي اين عمل را انجام مي دهند. ولي امروزه خانواده ها فرزندان را به حال خود رها كرده اند نه مي دانند فرزند كجا ميرود و چه مي كند ، نه مي داند دوستان فرزندش چه كساني هستند .چقدر آن روزگاران شيرين بود كه پدر فرزند را مورد مواخذه قرار ميداد كه كجا ميروي دوستانت كه هستند كي ميآيي؟ امروئزه خانواده ها فرزندان را تنها دانشگاه مي فرستند تا نام دانشجو بر پيشاني آنها باشد ولي هيچگاه از فرزندش نمي پرسد در دانشگاه چه مي كني؟ روابط دختر و پسر چگونه است؟ با چه كساني در دانشگاه مراوده داري؟ مادر دخترش را تشويق به آرايش بيشتر مي كند تا بتواند براي خود همسري برگزيند ، و پسر ها نيز به دنبال دختري براي كم نياوردن جلوي ديگر دوستان هستند. و كجايند آن پدر و مادر سنتي ؟ پدر و مادري كه وقتي من 5 دقيقه دير ميكردم بايد مورد مواخذه قرار ميگرفتم ، نمي توانستم اسم رشته هاي شبانه و دانشگاه آزاد را ببرم كه مبادا باعث آبرو ريزي شود و بگويند فلاني تنبل است. چقدر آن پدر و مادر دوست داشتني هستند . و امروز مي بينم كه دانش آموزي كه در سن نوجواني است آشنا به ريز ترين مسائل جنسي و خلاف است. دانش آموز و دانشجوي ما سيگار مي كشد . دختران كه مادران آينده هستند در قهوه خانه ها قليان به دست مي نشينند و دود مي كنندو از عدم آزادي حرف مي زنند . از اين آزادي بيشتر ؟ با اين رفتار كلمه آزادي هم لوث شده است چقدر گفتن اين جملات سخت است ولي درد امروز جامعه كنترل نشدن جوانان توسط پدر و مادر است. و چه درد تلخي.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:27 توسط نيما فلاح پور |
بلوچستان در خطر است
در روزهاي اخير متاسفانه اخبار نگران كننده اي از بلوچستان به گوش ميرسد . در صورت عدم توجه به اين منطقه فاجعه انساني ديگري در حال رخ دادن است. از تمام وبلاگ نويسان تقاضا ميكنم براي كمك به مردم سيل زده بلوچستان هر كاري كه مي توانند انجام دهند. گذاشتن لينك اخبار مرتبط ، نوشتن مطلب در اين زمينه ، هشدار به مسوولين، و در صورت امكان و تمايل ارسال كمكهاي نقدي و غير نقدي به استان سيستان و بلوچستان.
دوستان كمك به بلوچستان يك همبستگي ملي را مي طلبد همانگونه كه وبلاگ نويسان در عرصه هاي مختلف نشان داده اند كه مي توانند تاثير گذار باشند اين بار هم دست در دست هم دهيد و از وقوع يك فاجعه انساني جلوگيري كنيد.ضمنا نام وبلاگ از امروز به مدت يك هفته به بلوچستان را در يابيم تغيير ميكند
با سپاس
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 7:44 توسط نيما فلاح پور |
عكس
عكسهايي كه مشاهده مي كنيد مربوط به خورده شدن يك معتاد توسط سگهاي ولگرد است. اين اتفاق در يكي از محلات شهر زاهدان به نام شيرآباد اتفاق افتاده است....با تشكر از وبلاگ شيرآباد
<"img src="http://i14.tinypic.com/4h9ewc1.jpg>
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 19:20 توسط نيما فلاح پور |
شبهاي قدر
فرا رسيدن شبهاي قدر و ايام سوگواري مولاي شيعيان جهان بر همه ياران و وفاداران راهش تسليت باد. هر گاه كه به چنين زمانهايي نزديك ميشويم حس توبه كردن و طلب مغفرت كردن به آدم دست ميدهد . آيا چنين توبه اي مورد قبول است؟ صد بار اگر توبه شكستي بازا بازااااا
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 23:13 توسط نيما فلاح پور |
روز نگاشت
آنان که رفتند کاری حسینی‌ کردند، آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیند."