تبليغاتX
روز نگاشت
كلمه سبز منتشر شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 0:56 توسط نيما فلاح پور |
کیانوش راد: تخطئه دستاوردهای دیپلماسی گذشته، برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی داخلی دولت است
برخی از شعارهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی به ویژه در باب تخطئه دستاوردهای دیپلماسی دولت های گذشته، صرفا برای سرپوش گذاشتن بر برخی از ناکارآمدی های این دولت در عرصه داخلی بوده است.

محمد کیانوش راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در گفت و گو با "باران" مهمترین وجه دیپلماسی دولت اصلاحات را درک درست و واقع بینانه از معادلات نظام بین الملل و ورود آگاهانه در عرصه این تعاملات دانست و گفت: واقعیتی که به هیچ وجه نمی توان آن را منکر شد، ناکارآمد شدن بسیاری از نظریات مربوط به توسعه یافتگی در کشورهای جهان سوم است. این نظریات به نحوی متاثر از فضای ناسیونالیستی دهه های 50 و پس از آن  و تحت تاثیر دیدگاه های سوسیالیستی بود که ایجاد یک کشور توسعه یافته را در تقابل با نظام بین الملل ارزیابی می کرد.

وی افزود: اما تغییر نظام بین الملل، به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نشان داد که هم فرصت بازیگران در عرصه بین الملل به نسبت گذشته تغییر کرده و هم مفاهیمی چون خودکفایی و استقلال آرمانگرایانه، چندان کاربردی برای توسعه یافتگی کشورهای جهان سوم نخواهد داشت. از این رو تنها راه برای این دست کشورها از جمله کشور ما، تقابل، رویارویی، انزوا و گوشه گیری، جذب و حذف در نظام بین الملل نبود.

به گفته وی آنچه می تواند برای ملتی بزرگ و  با سابقه عمیق فرهنگی و تمدنی چون ایران راهگشا باشد، تعامل با نظام بین الملل بر اساس شناختی عینی از فرصت ها، ظرفیت ها و تهدیدات و با تکیه بر توانایی های نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است.   

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم خاطر نشان کرد: رفتار واقع گرایانه در عرصه سیاست خارجی که یک دهه پس از انقلاب در پیش گرفته شد، به تدریج ایران را در موقعیتی قرار داد که توانست با تعامل و ارتباط با کشورهای تاثیر گذار، به بازسازی و رشد نهادهای داخلی و نیز تلاش در جهت اجماع فکری نخبگان دست یابد.
کیانوش راد با اشاره به کاهش تهدیدات خارجی در این رهگذر ادامه داد: به این ترتیب بود که ایران توانست به ایجاد و بسط گفتمان جدیدی در مقابل  گفتمان جنگ تمدنها دست یازد و ایده گفت و گوی تمدنها را در جهان مطرح کند که مورد قبول تمام کشورهای جهان قرار گرفت.

این فعال سیاسی افزود: دولت خاتمی نه تنها در جهت کاهش تنش های بین المللی علیه ایران گام برداشت و توانست در این فضا به تقویت بنیه های نهادینه کشور در حد مقدورات خود بپردازد، بلکه از لحاظ جهانی چهره ای فعال و اثر گذار از خود نشان داد.
وی یادآور شد: باید توجه داشت که مطرح بودن نام یک کشور و رهبران آن در سطح بین الملل، به تنهایی نمی تواند بدون در نظر گرفتن تاثیرات و نوع نگاهی که به آن کشورها وجود دارد؛ برای منافع ملی کشور مفید باشد.

این کارشناس امور بین الملل بر همین اساس تاکید کرد که لزوما در تیتر اول بودن رسانه های جهان به معنی جایگاه تعیین کننده برای هر کشوری در عرصه بین الملل نیست، بلکه باید به میزان تاثیر گذاری مثبت یا منفی آن توجه داشت.

به گفته این عضو جبهه مشارکت، دولتمردان نهم در عرصه سیاست خارجی به نحوی سخن می گویند که گویی آنان محور همه تصمیم گیری های نظام بین الملل هستند و نه تنها مواضع جدید و ابتکاری آنها – از دید خودشان – در داخل منشاء برکات معجزه آسا گردیده بلکه موجب بیداری و رهایی و خیزش بین المللی در سطح کل جهان شده است!

کیانوش راد ادامه داد: متاسفانه نگاه آرمانگرایانه افراطی و بدون پشتوانه و برنامه عملیاتی دولت نهم فضایی را ایجاد کرده که امروزه کمتر کشوری همراه و هماهنگ با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی حرکت می کند.
وی با اشاره به رفتارها و موضع گیری  های دولت نهم گفت: گویا هنوز دولتمردان این دولت در تصور حضور در یک رقابت انتخاباتی به سر می برند. چه آنکه آقای احمدی نژاد به نحوی سخن می گوید که گویی در دیپلماسی گذشته ما هیچگاه ایستادگی، موفقیت و دستیابی به اهداف مورد نظر جمهوری اسلامی ایران رخ نداده است و همه خوبی ها و دستاوردهای مثبت در نتیجه فعالیت های این دولت است.

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم از رییس دولت نهم پرسید: آیا تکمیل چرخه سوخت در پروسه دستیابی به دانش هسته ای کشورکه شش ماه پس از به قدرت رسیدن آن را اعلام کردید؛کاری یک شبه، یکساله و یا حتی ده ساله بود؟ و یا محصول تلاش ها و تدابیر دولت های گذشته بود که علی رغم فشارهای مختلف داخلی و خارجی طی دو دهه اول انقلاب به چنین موفقیت هایی دست یافتند؟
وی با تاکید بر اینکه دولت نهم برای اثبات خود به نفی خدمات گذشتگان می پردازد، متذکر شد: رفتار هوشیارانه مسئولان دوره اصلاحات در مواجهه با موضوع پرونده هسته ای و حل و فصل بسیاری از مسائل دیپلماتیک از برگ های زرین اقدامات آن دولت در عرصه سیاست خارجی بود.

کیانوش راد با بیان اینکه حوادث آینده نیز نشان خواهد داد که دولت نهم تا چه حد در دستیابی عملی به منافع ملی در عرصه بین الملل از دولت های پیشین فراتر خواهد رفت، اضافه کرد: اما به هر حال دولت نهم نباید برای جبران ناتوانی در پاسخ دادن به برخی ادعاها در مسائل داخلی، به بزرگ نمایی برخی از اقدامات خود در عرصه بین المللی بپردازد و یا  برخی موضوعات عادی ای که به سادگی قابل دستیابی و در دستور کار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است را به گونه ای جلوه دهد که به واسطه آن بر ناتوانایی های داخلی خود سرپوش بگذارد.
وی در پایان تاکید کرد که برخی از شعارهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی صرفا برای سرپوش گذاشتن بر برخی از ناکارآمدی های داخلی این دولت بوده است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:48 توسط نيما فلاح پور |

هميشه در اين فكر بوده ام كه در بوجود آمدن فضاي كنوني جامعه مفصر اصلي كيست، من به عنوان يك جوان ، نسل اول جامعه يا نسل سوم؟ هرگاه به گذشته مي نگرم و روابط جوانان ساليان پيش را ميبينم حسرت ميخورم به آنهمه صداقت و يكرنگي ، به دوستيهاي بدون ريا، به همبستگي آنها و اكنون كجا ايستاده ايم . مگر ما تربيتشده همان نسل نيستيم ، مگر همان نسل پدر و مادران ما نشده اند؟ پس چرا نمي توانيم آنگونه باشيم؟ كجاي تربيت ما اشكال داشته است. پدر و مادر را به سنتي بودن متهم ميكنيم ولي به نظر من همان پدر و مادر از ما مدرن تر هستند، هرگاه چيزي از آنها خواسته ايم به سرعت براي تهيه كرده اند ، همين مظاهر پيشرفت مانند كامپيوتر ، موبايل، ماشين، و... را همان نسل سنتي براي ما تهيه كرده اند ولي چرا اين نسل سنتي راههاي استفاده صحيح از اين وسايل را به نمي آموزند، چرا در استفاده بهتراز اين وسايل ما را راهنمايي نمي كنند؟ چرا كنترل نمي كنند كه ما چه بهره ايي و استفاده اي از اين وسالي مي بريم. آيا استفاده بهينه است يا تنها مصرف گرايي و پوچي.؟ همين نسلي كه ما متهم ميكنيم به ندانستن و فاصله با ما هيچگاه به خود اجازه نداده اند وارد حريم شخصي فرزندانشان شوند، كدام پدر يا مادري موبايل فرزندش را كنترل مي كند؟ كداميك كامپيوتر يا نمي دانم دفترچه خاطرات و روابط خارج از خانه فرزندانش را كنترل مي كند؟ نه اينكه همه اينگونه هستند ..نه هستند كساني كه به طور منطقي كنترل ميكنند و هستند كساني كه به طور افراطي اين عمل را انجام مي دهند. ولي امروزه خانواده ها فرزندان را به حال خود رها كرده اند نه مي دانند فرزند كجا ميرود و چه مي كند ، نه مي داند دوستان فرزندش چه كساني هستند .چقدر آن روزگاران شيرين بود كه پدر فرزند را مورد مواخذه قرار ميداد كه كجا ميروي دوستانت كه هستند كي ميآيي؟ امروئزه خانواده ها فرزندان را تنها دانشگاه مي فرستند تا نام دانشجو بر پيشاني آنها باشد ولي هيچگاه از فرزندش نمي پرسد در دانشگاه چه مي كني؟ روابط دختر و پسر چگونه است؟ با چه كساني در دانشگاه مراوده داري؟ مادر دخترش را تشويق به آرايش بيشتر مي كند تا بتواند براي خود همسري برگزيند ، و پسر ها نيز به دنبال دختري براي كم نياوردن جلوي ديگر دوستان هستند. و كجايند آن پدر و مادر سنتي ؟ پدر و مادري كه وقتي من 5 دقيقه دير ميكردم بايد مورد مواخذه قرار ميگرفتم ، نمي توانستم اسم رشته هاي شبانه و دانشگاه آزاد را ببرم كه مبادا باعث آبرو ريزي شود و بگويند فلاني تنبل است. چقدر آن پدر و مادر دوست داشتني هستند . و امروز مي بينم كه دانش آموزي كه در سن نوجواني است آشنا به ريز ترين مسائل جنسي و خلاف است. دانش آموز و دانشجوي ما سيگار مي كشد . دختران كه مادران آينده هستند در قهوه خانه ها قليان به دست مي نشينند و دود مي كنندو از عدم آزادي حرف مي زنند . از اين آزادي بيشتر ؟ با اين رفتار كلمه آزادي هم لوث شده است چقدر گفتن اين جملات سخت است ولي درد امروز جامعه كنترل نشدن جوانان توسط پدر و مادر است. و چه درد تلخي.

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:27 توسط نيما فلاح پور |
چند سوال

هر روز كه ميگذرد به زمان برگزاري انتخابات نزديكتر مي شويم ولي هنوز از شور و حال آن فاصله داريم. هنوز اصلاح طلبان نتوانسته اند اختلافات دروني خود را حل كرده و تصميم صحيحي براي حضور در انتخابت بگيرند. اخبار شهرستانهاي مختلف حكايت از  اختلاف شديد ميان اصلاح طلبان حامي ميرحسين موسوي  دارد و اينكه ستاد ميرحسين موسوي نتوانسته است با ستاد اصلاح طلبان آن استان به يك تصميم جمعي برسند. از آن طرف مهدي كروبي به جز در چند شهر نتوانسته است ستادهاي قوي و مثمر ثمر تشكيل دهد. متاسفانه فضاي احساسي حمايت از ميرحسين بار ديگر مانع از تصميم گيري منطقي براي شركت در انتخابات شده است. عده اي بدون اينكه به برنامه هاي دو كانديداي اصلاح طلب بنگرند تنها براي اينكه همرنگ جماعت شوند از ميرحسين حمايت مي كنند. قصد اينكه بگويم ميرحسين كانديداي مناسبتري است يا كروبي  ندارم ولي چند نكته ذهنم را مشغول كرده است :
1- اصلاح طلبان از انتخابات چه مي خواهد ؟ پيروزي در انتخابات به هر قيمتي يا يك مبارزه واقعي براي مردم؟
2- اصلاح طلبان چه زماني مي خواهند دست از نگاه نخبه گراي خود برداشته و به اين نكته برسند كه در جامعه اقشار ديگري به جز دكتر مهندس استاد دانشگاه دانشجو نيز حضور دارند افرادي همانند راننده تاكسي مكانيك كارگر و....؟
3- در ميان دو كانديداي اصلاح طلب كداميك برنامه قويتري دارند ميرحسين يا كروبي؟
4- كداميك از دو كانديدا خود را اصلاح طلب تر ميداند؟
5- مرز اصلاح طلبي و اصولگرايي چيست؟
6- چرا راي كروبي ديده نمي شود و هنوز در توهم حضور مردم پاي صندوقها هستيم؟
سوالات زياد است و زمان پاسخگويي كم .. در اين مدت ميخواهم اين سوالات را اشخاص شاخص اصلاح طلب در ميان گذاشته و پاسخ آنها را در اين وبلاگ درج كنم تا به تصميم گيري جامعي در اين رابطه برسم. از همه كساني كه به اصلاح طلبي واقعي اعتقاد دارند درخواست ميكنم در صورت تمايل در اين رابطه همكاري كرده و پاسخهاي خود را براي درج در اين وبلاگ ارسال نمايند و يا به هر طريقي با رهبران اصلاح طلبي در ارتباط هستند با مطرح كردن اين سوالات پاسخ انان را براي درج ارسال نمايند.
با اميد به پيروزي اصلاح طلبان حقيقي

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:12 توسط نيما فلاح پور |
چند سوال

هر روز كه ميگذرد به زمان برگزاري انتخابات نزديكتر مي شويم ولي هنوز از شور و حال آن فاصله داريم. هنوز اصلاح طلبان نتوانسته اند اختلافات دروني خود را حل كرده و تصميم صحيحي براي حضور در انتخابت بگيرند. اخبار شهرستانهاي مختلف حكايت از  اختلاف شديد ميان اصلاح طلبان حامي ميرحسين موسوي  دارد و اينكه ستاد ميرحسين موسوي نتوانسته است با ستاد اصلاح طلبان آن استان به يك تصميم جمعي برسند. از آن طرف مهدي كروبي به جز در چند شهر نتوانسته است ستادهاي قوي و مثمر ثمر تشكيل دهد. متاسفانه فضاي احساسي حمايت از ميرحسين بار ديگر مانع از تصميم گيري منطقي براي شركت در انتخابات شده است. عده اي بدون اينكه به برنامه هاي دو كانديداي اصلاح طلب بنگرند تنها براي اينكه همرنگ جماعت شوند از ميرحسين حمايت مي كنند. قصد اينكه بگويم ميرحسين كانديداي مناسبتري است يا كروبي  ندارم ولي چند نكته ذهنم را مشغول كرده است :
1- اصلاح طلبان از انتخابات چه مي خواهد ؟ پيروزي در انتخابات به هر قيمتي يا يك مبارزه واقعي براي مردم؟
2- اصلاح طلبان چه زماني مي خواهند دست از نگاه نخبه گراي خود برداشته و به اين نكته برسند كه در جامعه اقشار ديگري به جز دكتر مهندس استاد دانشگاه دانشجو نيز حضور دارند افرادي همانند راننده تاكسي مكانيك كارگر و....؟
3- در ميان دو كانديداي اصلاح طلب كداميك برنامه قويتري دارند ميرحسين يا كروبي؟
4- كداميك از دو كانديدا خود را اصلاح طلب تر ميداند؟
5- مرز اصلاح طلبي و اصولگرايي چيست؟
6- چرا راي كروبي ديده نمي شود و هنوز در توهم حضور مردم پاي صندوقها هستيم؟
سوالات زياد است و زمان پاسخگويي كم .. در اين مدت ميخواهم اين سوالات را اشخاص شاخص اصلاح طلب در ميان گذاشته و پاسخ آنها را در اين وبلاگ درج كنم تا به تصميم گيري جامعي در اين رابطه برسم. از همه كساني كه به اصلاح طلبي واقعي اعتقاد دارند درخواست ميكنم در صورت تمايل در اين رابطه همكاري كرده و پاسخهاي خود را براي درج در اين وبلاگ ارسال نمايند و يا به هر طريقي با رهبران اصلاح طلبي در ارتباط هستند با مطرح كردن اين سوالات پاسخ انان را براي درج ارسال نمايند.
با اميد به پيروزي اصلاح طلبان حقيقي

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:27 توسط نيما فلاح پور |

دانشجو و تكليف كنوني
38 روز تا انتخابات 88 باقيمانده ولي هنوز فضاي انتخاباتي در جامعه  شكل نگرفته است. اين سردي ناشي از چيست ؟ چگونه ميتوان شور و نشاط انتخابات را در فضاي جامعه گسترانيد؟ از اين فضاي سرد چه گروههايي سود مي برند؟ اينها سوالاتي است كه هر چه به انتخابات نزديك ميشويم بيشتر از پيش به ذهن مي آيد. براي پاسخ به اين سوالات بايد 4 سال گذشته را  پيش روي خود گذاشته و به تحليل سياسي اقتصادي اجتماعي اين 4 سال بپردازيم كه با توجه به وقت كم تا انتخابات شايد فرصت نشود كه چنين تحليلي به نتيجه برسد. پس راه حل چيست؟
در اين فرصت اندك در مرحله اول بايد فارغ از اينكه به چه كسي مي خواهيم راي بدهيم مردم را تشويق به حضور در انتخابات كنيم و به آنها بگوييم كه راي شما تعيين كننده سرنوشت خودتان است .  حضور مردم در پاي صندوقهاي راي قطعا باعث شكست كساني است كه از اين عدم حضور خوشحال و راضي هستند . در اين زمينه دانشجويان به عنوان افراد تحصيلكرده خانواده و جامعه و كساني كه راي آنها ميتواند راي اكثريت اعضاي خانواده باشد با مقايسه آماري ميان 4 سال گذشته و 8 سال دولت اصلاح طلب تاثير مثبتي بر اين فضا گذاشته و ضمن معرفي كانديداهاي اصلاح طلب آنها را به حضور در انتخابات تشويق كند.
اين مساله بايد در اين زمان اندك به گونه اي ساده كه براي همه اقشار جامعه قابل فهم باشد توسط دانشجويان اصلاح طلب تهيه شده و در سطح جامعه گسترش يابد.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:25 توسط نيما فلاح پور |
روز نگاشت
آنان که رفتند کاری حسینی‌ کردند، آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیند."