|
|
|
يك نكته
|
حضور 2 تن از اعضاي شوراي مركزي حزب مشاركت را در استان سيستان و بلوچستان نشان دهنده توجه خاص اين حزب به مسائل و مشكلات اتفاق افتاده در سطح جامعه است. ايكاش دوستان و عزيزان اصولگرا كه هميشه از عدم وجود عدالت در دولتهاي پيشيين انتقاد مي كردند گوشه چشمي نيز به منطقه سيل زده جنوب استان سيستان و بلوچستان مي انداختند و از اين بي عدالتي نيز انتقاد ميكردند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 20:13 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
دکتر رمضان زاده و جلالی زاده از اعضای ارشد جبهه مشارکت پنج شنبه در زاهدان
|
با هماهنگی دوستان آقای دکتر رمضان زاده سخنگوی سابق دولت و قائم مقام جبهه ماشرکت ایران اسلامی و همچنین آقای جلالی زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت روز پنج شنبه به سیستان و بلوچستان سفر میکنند.خوشبختانه دوستان جبهه مشارکت به شدت پیگیر مشکلات جنوب استان هستند.هر چند دست حزب از لحاظ مالی خالیست اما همه در تلاش هستند تا هر کمکی از دستشان برمی اید انجام دهند.همچنین روز جمعه شاخه جوانان جبهه مشارکت جلسه ای با این دوستان خواهد داشت. تيتر و متن خبر بر گرفته از وبلاگ جوانان جبهه مشاركت استان سيستان و بلوچستان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:53 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
يك نكته
|
""در مورد برنامه داشتن قاطعانه بگويم كه قوي ترين برنامه را در بين كانديداها بنده داشتم. حاميان من هم با توجه به تخصصي كه داشتند در 5 كميسيون مختلف تقسيم شدند اما اين را اعتراف مي كنم گرچه برنامه اقتصادي ما قابل قبول بود اما كميته اقتصادي ضعيف تر از 4 كميته ديگر بود. به همين دليل من هم در زمينه اقتصاد كمتر شعار داده بودم"" نكته اي كه در سخنان دكتر معين به چشم ميخورد جرات در بازگويي ضعف تيم اقتصادي ايشان در انتخابات مي باشد ايكاش دولت كنوني نيز در موارد معدودي كه هر چند انگشت شمار است! به ضعف خود اقرار كند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 12:11 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
چند سوال
|
1- آقاي احمدي نژاد به عنوان رييس جمهوري اسلامي ايران تاكنون چند كتاب و مقاله علمي به رشته تحرير در آورده است كه براي خود بنياد حفظ آثار و ارزشها تاسيس مي كند؟ 2- منصور اوسانلو ( رييس سنديكاي كارگران شركت واحد) امشب در صداي آمريكا از استوديو لندن صحبت ميكرد سوالي كه ايجاد ميشود اين است كه اين فرد كه تاكنون در زندان بوده است چگونه به اين راحتي و به گفته خودشان از فرودگاه مهرآباد و با ويزاي صادر شده توسط سفارت انگليس به همراه خانواده از ايران خارج شده است؟ 3- بار ديگر انتخاباتي ديگر نزديك است و تهمت زدن به آقاي خاتمي آغاز گرديده است. دوستان جناح حاكم و كيهان نشينان آيا هرگز با خود انديشيده اند كه چرا هرچه بيشتر به كسي تهمت مي زنند آن شخصيت محبوب تر ميگردد؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 21:56 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
|
مطلب زير در تيرماه 84 زمانيكه انتخابات به دور دوم كشيده شده بود در وبلاگ ديگرم نگاشته شده بود و امروز كه به آرشيو آن سر زدم به نظرم رسيد كه يك بار ديگر ان را اين بار در اين وبلاگ به معرض نقد بگذارم. تنها مطلبي كه باقي ميماند اين است كه خود من در انتخابات دور دوم شركت كردم و فرداي آن روز با مطلبي با عنوان اينكه ننگ را پذيرفتم و راي دادم اميدوار به پيروزي هاشمي بودم كه متاسفانه و يا خوشبختانه اينگونه نشد. به اميد ايراني آزاد و آباد.... ----------------------
ديروز مطلبي نوشتم مبني بر اينكه احمد نژاد رييس جمهور بشه و در چند تا نظري كه دوستان عزيزم داده بودند با مخالفت مواجه شده بودم.من در مطلب قبلي گفتم كه دليل دارم براي حرفم و بدون دليل حرقفي نمي زنم.هرچند به قول داداش عزيزم (حميد) يا بايد به عقل من شك كرد يا به بي عقلي من ايمان آورد كه من ميگم دوميش درسته داداش همون به بي عقلي من ايمان آورده باشي بهتره. و حالا دليل من و براي اين دليل بايد برگردم به 8 سال پيش و دوم خرداد 76 و حال و هواي اون روزها سال 76 بود و انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري ناگهان مردي آمد با افكاري تازه و حرفهاي نو و براي ما كه زدن اين حرفها يعني عبور از خط قرمز طعم ديگري داشت راي داديم هرچند ميگفتيم مينويسيم خاتمي ميخوانند ناطق ولي آنقدر آرا زياد بود كه نتوانستند بخوانند ناطق و مجبور شدند همان چيزي كه نوشته شده را بخوانند و خواندند و ان مرد آمد .ان مرد آمد و پرده و پر گشوده شود و حالا 8 سال بعد 8 سالي كه با بحرانهاي 9 روز يكبار گذشت 8سالي كه با همه اشكها و لبخندهاي مرد گذشت .مرد را شكستند چيزي نگفت.مرد را خورد كردند دم برنياورد نگفت ولي صادق بود .نگفت ودرد را در خود ريخت كه مبادا كشور را نا اهلان و نامردمان در دست بگيرند.با همه تلخيها و زشتهيا و خوبيها 8 سال گذشت و در 27 خرداد ياران و حاميان مرد راي نياوردند و مردم دانسته و نا دانسته به كساني راي دادند كه پرونده سياه آنها بر همگان معلوم بود اكنون 3 تير 84 انتخابي ديگر در پيش روي است نه كسي را تشويق به راي دادن ميكنم و نه كسي را به تحريم تشويق اميدي به اصلاح نمي بينم تا زماني كه خودمان اصلاح نشويم ديگر نمي توانم به اصلاح مردم حتي اميد ببندم من ميخواهم احمدي نژاد پيروز شود تا آزاديهاي سياسي و اجتماعي محدود شود ميخواهم همه چيز را محدود كند بلكه به خودمان بياييم و بفهميم كه خاتمي كه بود بفهميم كه اصلاخات رفتن به جلو است نه بازگشتن به دهه 60 يا 8 سال پيش .راي به رفسنجاني برزرگترين اشتباه است.تنها كسي كه در بهه كنوني ميتواند به روند اصلاحات كمك كند احمدي نژاد است و فقط احمدي نژاد .بلكه با محدود شدن آزاديهاي سياسي و اجتماعي جوانان نسل سوم انقلاب بخصوص جوانان متولد سالهاي 60 به بعد كمي به دنبال مطالعه و خواندن بروند .جواناني كه دغدغه اصليشان امروزه ظواهر شده شايدكه با اين محدوديتها كمي به خود بيايند .( البته دوستان عزيزدر همه نسلها خوب و بد داريم و اميدوارم دوستان روشنفكرمن از حرف من نرنجند چون مطمئنا آنها در اين گروه هرگز جاي نمي گيرند و من خودم شاگرد كوچك و علم آموز درياي معرفت آنها هستم) و اين دليل من بود و هست باز هم منتظر حرفاتون هستم .در صورت هر سوالي يا برايم كامنت بگذاريد يا اينكه ايميل. منتظرم پـيـل فـنـا كـه شـاه بـقا مات حكم اوست هــم بــر پـيـادگــان شـمـا نـيـز بـگذرد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 23:45 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
مرخصي
|
|
پس از گذشت 4 ماه از آغاز به كارم در يك كارگاه ساختماني براي مدت يك ماه به مرخصي آمده ام اميدوارم بتوانم در اين مدت كارها عقب مانده را انجام داده و اين وبلاگ را نيز از حالت سكون در آورم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 21:31 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
| روز نگاشت |
| آنان که رفتند کاری حسینی کردند، آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیند." |
|