|
|
|
چند نكته
|
1- ديشب صداي آمريكا با منوچهر محمدي كه به تازگي از ايران خارج گرديده است مصاحبه اي داشت . نكات جالبي در اين مصاحبه وجود داشت از جمله نام بردن از وي به نام رهبر جنبش دانشجويي و فعال حقوق بشر . بايد از راديو صداي آمريكا اين سوال را پرسيد آيا هركس به صرف چند صباحي رفتن به زندان و يا امضا كردن چند بيانيه به عنوان رهبر جريان معرفي ميگردد. نام بردن از منوچهر محمدي به اين عنوان اهانت و بي احترامي به تمامي دانشجويان مبارز و رنج كشيده است كه در تمامي اين سالها و ساليان قبل در راه آزادي اين مرزو بوم تلاش كرده اند. آيا ميتوان نام ايشان را در كنار دانشجوياني كه دست به كار بزرگي چون انقلاب ايران زدند گذاشت؟ در جايي سوالي از منوچهر محمدي پرسيده شد مبني بر اينكه چگونه از ايران خارج گرديده است ولي ايشان هرگز به اين سوال پاسخ نداد و هيچ اشاره اي هم به جريان خروج جز اينكه چند روزي در تركيه زنداني بوده است و تركيه وي را به عراق ديپورت كرده است نكرد؟ آيا خروج يك فعال سياسي آنهم فردي چون منوچهر محمدي كه زير ذره بين دستگاههاي امنيتي است از كشور به اين آساني است؟ ايكاش منوچهر محمدي كه هم اكنون در آمريكا به سر مي برد و با كراوات قرمز دم از رهبري جنبش دانشجويي ميزند به روابط خود با دستگاههاي امنيتي نيز اشاره ميكرد. متاسفانه راه منوچهر محمدي راهي است كه چندي قبل علي افشاري – اكبر عطري – فخرآور و ... رفته اند و همان راهي است كه به تركستان ختم ميشود. 2- با نزديك شدن زمان انتخابات شوراها احزاب و گروههاي مختلف براي دست يابي به كرسيهاي شوراي شهر فعاليت خود را افزايش داده اند و هر روز از ليست ها و نامهاي مختلفي براي حضور در اين رقابت نام برده ميشود. احزاب اصلاح طلب هنوز به يك ليست مشترك نرسيده اند و تنها مشاركت – سازمان مجاهدن و كارگزارن به يك ليست متحد رسيده اند . در اين ميان احزابي چون اعتماد ملي – همبستگي – مردم سالاري و ... كه حتي در ميان خود اعضاي آنها اختلاف است از عدم ائتلاف حرف ميزنند و ميخواهند خود به تنهايي رهبري اصلاحات را به عهده بگيرند. سوالي كه پيش مي آيد اين است چرا اين احزاب نتوانسته اند به يك اجماع در ميان خود برسند . حزب همبستگي هنوز نتوانسته است يك شوراي مركزي ثابت براي خود داشته باشد و يا حزب تك نفره مردم سالاري چه تاثيري ميخواهد بر جريان اصلاحات داشته باشد ؟ ايكاش دوستان اصلاح طلب هنگامي كه جوالدوز را به ديگران ميزنند سوزني را نيز به خود بزنند. 3- در هفته گذشته ديداري با محمد علي ابطحي در دفتر ايشان داشتم و صحبت از دوران 8 ساله اصلاحات شد . ايشان از فردي نام برد كه در دوران اصلاحات در يكي از شهرهاي كشور به عنوان رييس ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي بود و مي گفت مرد خوبي است از اين حرفش بسيار تعجب كردم گفتم جناب ابطحي ايشان 8 سال نان اصلاحات را خورد ولي در انتخابات نهم به جريان اصلاحات پشت كرد آيا اين فرد مي تواند به صرف 8 سال همراهي با اصلاحات مورد وثوق باشد ؟ كه آقاي ابطحي خود نيز پذيرفتند . نكته اصلي در اين جريان اين است كه بسياري از افراد در 8 ساله اصلاحات به صرف حضور در يك ستاد انتخاباتي مسئوليتي گرفتند و با پايان رسيدن آن دقيقا در جريان مخالف حضور پيدا كرده اند چرا باز هم مورد اعتماد جريان اصلاحات قرار ميگيرند؟ چرا جريان اصلاحات خود را از اينگونه افراد مبري نمي كند؟ بيشترين ضربه اصلاحات از سوي همينگونه بوقلمون صفتان انسان نما بوده است كه با كارهايشان تمامي دست آوردهاي آقاي خاتمي و .... را به راحتي از بين ميبردند. 4- انتخابات نزديك است. تنها راه اصلاح و تغيير انتخابات است با حضور خود در پاي صندوقها نگذاريد گروههاي نظامي و شبه نظامي ديكتاتور صفت بار ديگر بر اريكه قدرت شوراهاي شهر بنشينند. بايد بپذيريم كه ديگر راهي جز انتخابات براي تغيير و اصلاح نداريم . راي من و تو مي تواند حتي بين بد و بدتر نيز كسي را انتخاب كند كه شرايط فكري نزديكتري با جريان مبارزاتي مردم دارد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 22:7 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
چند سوال
|
1- دوستان بلوچ از حرف من كه كلمه اي در مورد اين قوم به كار برده بودم دلخور و ناراحت شده اند قبل از هر مساله اي بايد عذرخواهي كنم از اينكه اينگونه رك نظر خود را به همه افراد اين قوم تعميم داده ام ولي در اين مورد بايد نكاتي را نيز بيان كنم . برادران بلوچ متاسفانه از فقر فرهنگي ناشي از محروميتهاي چندين ساله رنج فراواني ميبرند ولي هيچ گاه انديشمندان و متفكران اين قوم كه بسيار انگشت شمارند نتوانسته اند تاثير مثبتي بر اين فقر فرهنگي بگذراند .عدم رعايت قانون تنها به صرف اينكه اقليت هستند و به آنها بها داده نمي شود دليل خوبي نيست ولي برادارن بلوچ در بسياري از موارد از چنين برهاني استفاده مي كنند . چند سوال از برادران بلوچ دارم كه اميدوارم به صورت منطقي پاسخ دهند. تمامي اين سوالات واقعيات تلخ جامعه بلوچ ايران است كه خواهشمند است از جوابهايي نظير كي مولوي گفته و كي اينكار انجام شده بپرهيزيد و تنها نظر خود را بيان كنيد . آيا وجود كاروانهاي قاچاق و شرارت را مي توان تكذيب كرد؟ عبدالمالك ريگي به عنوان يك بلوچ جه جناياتي را مرتكب شده است ؟ چرا جوانان بلوچ به قدرت مالك مي نازند و هركجا كه مي نشيند از او به عنوان كسي كه در مقابل حكومت ايستاده نام مي برند؟ اسامه بن لادن و ملا عمر به عنوان سركردگان تروريسم در برهه اي از زمان تبديل به رهبران محبوب جامعه بلوچ نشين ايران گرديده بودندو عكسهاي آنان بر در و ديوار مغازه ها و ماشينهاي بلوچها آويزان بود. تربيت نيروهاي وهابي در مسجد مكي و ساختن مسجد از پول قاچاق آيا از نظر شما كار درستي است؟ در گدامين زمان برادران بلوچ در مقابل حرفهاي مولوي ايستادگي كردند و حرفهاي بعضا اشتباه ايشان را گوشزد كردند ؟ چرا وقتي مولوي ميگويد قاچاق بفروشيد و ... ولي نماز خود را بخوانيد هيچكدام از روشنفكران بلوچ حرفي نزدند؟ چرا هنگامي كه مولوي دختر 9 ساله را به عقد خود در آورد روشنفكران بلوچ زبان به دهان گرفتند؟
سوالات در اين زمينه بسيار است .باز هم اعلام ميكنم قوم بلوچ در محروميت به سر ميبرده و ميبرد ولي اين محروميت ريشه اصلي آن بهخود اين قوم و رفتار روشنفكران و مولوي هاي اين قوم برميگردد. 2 - ماجراي فيلم پخش شده از بازيگر تلويزيون را حتما همه شنيده ايد و در اين مورد مطالب زيادي خوانده ايد. نكته جالب و مشترك در تمام مطالب نوشته شده اين بود كه همه پسر را مقصر قلمداد مي كردند و در پي اين بودند كه به ترتيبي بازيگر مربوطه را كه در اين فيلم هم نقش خود را به خوبي ايفا كرده بود تبرئه كنند . خواندن اين مطالب مرا به ياد حكايت جالبي از ملا نصرالدين انداخت كه روزي خر ملا را دزد ديده بودند و همسايگان همه ملا را ملامت مي كردند كه چرا خر را محكم نبسته بودي چرا در خانه را نبسته بودي و .... ناگهان ملا عصباني شد و فرياد بر آورد مثل اينكه بيگناه ترين فرد دزد خر بوده است . حال در اين جريان مثل اينكه بيگناه ترين فرد خود خانم بازيگر يوده است و تمامي افرادي كه فيلم را ديده اند و پسر مربوطه و ... همه گناهكار. بايد از خانم بازيگري كه با بازي در دو سريال آبكي اينگونه معروف ميشود پرسيد چرا هنگامي كه فيلم ميگرفتي فكر اين موقع را نمي كردي؟ ايكاش در داوري هايمان از احساسات استفاده نمي كرديم 3- از چندمين مرحله بازجويي نيز جان سالم به در بردم . همچنان پرونده وبلاگ قبلي مفتوح و قاضي پرونده به دنبال راهي براي محكوم كردن اينجانب. اميدم تنها به رحمت پروردگار است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 21:47 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
احضار
|
|
پس از گذشت 2 سال از بازداشت و محكوميت من در دادگاه بار ديگر براي اداي پاره ايي از توضيحات احضار گرديده ام. فردا براي سوال و جوابهاي هميشگي و تكراري بايد به وزارت فخيمه بروم .
اميدوارم بتوانم بازگردم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 19:47 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
مسابقه
|
1- پرسپوليس بازي را برد . جدال غم و اندوه هميشه زيباترين صحنه هاي فوتبال بوده است . هر چند هيچ تعلق خاطريي به هيچ كدام از اين دو تيم ندارم ولي به چند دليل از برد پيروزي خوشحال شدم يكي اينكه بدون پروين توانستند استقلال را شكست دهند و نشان دهند تيم بهتري نسبت به پارسال هستند دوم اينكه شكست استقلال سايپا را صدر نشين و تنها تيم بدون شكست جدول نگاه داشت با اين شرايط علي دايي نشان داد تنها بازيكني در فوتبال ما است كه توانايي بازي منطقي را دارد و در دو نقش بازيكن و مربي هم ميتواند همچنان همان گلزن هميشگي باشد 2- حضور سيد محمد خاتمي در انگلستان و دريافت ديپلم افتخار برگ ديگري از افتخارات سيد عزيز براي اصلاح طلبان و آزاديخواهان واقعي ايران است. اين افتخار بر همگان ميمون و مبارك باد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 16:31 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
|
دوست عزيزي در نظرخواهي مطلب پيشين مطالبي را نگاشته بود كه لازم به پاسخگويي ديدم در ابتدا مطلب دوست عزيزم و سپس جوابيه خود را مي گذارم.مطالب داخل پرانتز نظر دوست عزيزم اميد است
((((مطمئن باش اثرات روحي و مخرب حضور در بند آنچنان مانند مته در ذهن آدمي فرو مي رود كه درون و)) باطن آدمي چو سنگ هم باشد در برابر آن خرد مي شوي. البته من به شما توصيه مي كنم قدري هم به كردار و رفتار هم مرامانتان در مشاركت فكر كنيد كه آنچنان ذوب در قدرت بودند و جايگاهشان را ابدي مي ديدند كه حتي به افرادي كه با راي آنها اين مقام را كسب كرده بودند، پشت نمودند و فقط سوگلي هاي خودشان را آدم حساب كردند. در واقع اگر منصف باشيم به صراحت م? توان گفت مشاركتي جماعت خودبين و موقعيت طلب است و اين چرخش اخير رويكردهاي اين حزب با تغييير دبيركل و انتخاب فردي خشك و مذهبي كه حتي به سختي جواب سلام جنس مخالفش را ميدهد در اين شرايط فعلي جامعه چه معنا دارد؟ ))))
با حرفت كاملا موافقم زيرا اين روزها را چشيده ام ، طعم تلخ بازجويي و بازجو را ، طعم تلخ سلول را و تنهايي را .
از اينكه اينگونه نسبت به حزب مشاركت ابراز لطف كرده اي بسيار ممنونم . نمي خواهم از منظر يك عضو و حتي هوادار حرفي بزنم تا فكر نكنيد كه به هواداري از حزب برخواسته ام ولي به نظرم ميتوانم با حرفها و سخناني كه به ناروا در مورد انسانهايي به زعم شما مشاركتي هستند زده مي شود مخالفت كنم . دوست عزيزم من در خانواده اي هستم كه همه اعضاي آن مشاركتي هستند از عضويت در شواري مركزي تا اعضاي ساده حزب ولي تاكنون نديده ام كه براي سوگلي هايشان پست و مقامي دست و پا كرده باشند. آيا ميداني بسياري از اعضاي حزب مشاركت امروز بيكار هستند و به دليل نا تواني هاي مالي حتي خانه خود را فروخته اند؟ عده اي از همان افرادي كه امروز شما به آنها مي گوييد قدرت طلب در دوران نمايندگي و يا وزارت حتي فرزندان خود را دليل بوجود نيامدن حرف و حديثي از استخدام در ادارات منع كردند. آيا ميداني نماينده مشاركتي مجلس ششم منزلش يك آپارتمان 100 متري است كه به همراه همسر و 4 فرزندش در آن زندگي ميكنددر حاليكه بسياري از نمايندگان مجلي در ويلاهايشان روزگار ميگذرانند . دوست عزيز كمي منصفانه به مشاركت نگاه كنيم چند نماينده مشاركتي مجلس ششم امروز پروندهاي مفتوح در دادگاهها انقلاب دارند؟ چه تعداد آنها با قيد وثيقه آزادند؟ اگر ميگوييد دكتر ميردامادي خشك مذهب است اين عقيده اوست مگر نبايد به عقيده ديگران احترام گداشت؟ مگر نمي گوييد دمكراسي اين است پس چرا به عقيده ايشان احترام نمي گذاريد هرچند من چنين چيزي در وجود دكتر ميردامادي نديده ام . مشاركت اگر اشتباه كرد آنقدر جسارت داشت كه گفت اشتباه كرده ام ولي آيا جنبش دانشجويي و دفتر تحكيم به اشتباه خود در اين 8 سال اعتراف كرده است خير نه تنها اعتراف نكرده است بلكه همچنين بر همان راه اشتباه اصرار ميورزد و هر آنكس كه به مخالفت با آنها است نيز به حذف مواجه ميشود. مگر شرايط فعلي جامعه چه تغييري كرده است كه ميگوييد مذهبي بودن دبيركل حزب يك اشتباه است ؟ آيا ما جامعه اي سكولار داريم يا نكند همه مردم ما يك شبه از عوام به روشنفكران تبديل گشته اند؟ از خودبيني مشاركت گفته اي و اينگونه بر برادر ديني خود تهمت زده اي از موقعيت طلبي آنها گفته اي و داغ دل من را تازه كرده اي ايكاش از آنهمه موقعيت دره اي نصيب من ميشد . راستي من تمام آن موقعيتهايي كه گفتي را در برابر ذره اي آرامش ، ديدن پدر، نشنيدن تهمت و توهين ، نشنيدن تهديد، نرفتن دادگاه تعويض ميكنم آيا حاضري بپذيري؟ دوست عزيزم تنها صحبت من اين است كمي منطقي باشيم . گفته اي اگر 8 سال به عقب برگشته ايم تماما مربوط به مشاركت و اشتباهات آنها بوده است دوست عزيزم خودت كمي بينديش آيا واقعا منصفانه عمل كرده اي؟ آيا سوالت واقعا منطقي است؟ يعني جنبش دانشجويي هيچ اشتباهي نكرد؟ علي افشاري و اكبر عطري و... هيچنقشي نداشتند؟ راستي افشاري و عطري كجا هستند در ويلايشان در آمريكا كه سخت نمي گذرد؟ دوست عزيزم از اينكه بحثي را شروع كرده اي بسيار خوشحالم اميدوارم اين موضوع سرمنشا خوبي براي كالبد شكافي بسياري از موضوعات سربسته و گنگ 8 سال اصلاحات شود و همچنين بسياري از تناقضات و كج فهمي هاي ما را اصلاح كند. پايدار و پيروز باشي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 11:37 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
آزادي مهندس موسوي و چند پرسش
|
آزادي مهندس موسوي پس از 130 روز و ديدن عكسهاي ايشان باعث خطور كردن سوالات زيادي در ذهن ميگردد. 1- در مراسم چهلم پدر ايشان هنگاميكه ايشان را سوار ماشين براي بازگرداندن به زندان ميكردند ، ايشان با فرياد اعلام كردند زير شكنجه هستند و دست و پايش در زنجير . ولي عكسهاي خندان و شاداب ايشان كه حاكي از چاقتر شدن ايشان نيز بود خلاف اين امر را نشان ميداد. 2- به گفته همسر مهندس موسوي يك درگيري در زندان باعث شكافته شدن سر ايشان شده بود كه در عكسها چنين چيزي مشاهده نمي گردد. البته شايد رويش موها باعث پنهان گشتن زخم سر شده باشد. 3- بر طبق شنيده ها روز قبل از مراسم ميدان 7 تير به مهندس موسوي اطلاع داده بودند كه در مراسم شركت نكند زيرا باعث دستگيري ايشان ميگردد ولي وي با علم به اين موضوع در مراسم شركت ميكند. 4- دست نوشته ها يافته شده توسط دوستان مهندس پس از بازداشت ايشان حاكي از خداحافظي با همسر و فرزندانش براي مدتي نامعلوم بوده است . 5- در جلسه اي محرمانه كه با حضور مهندس موسوي و عده اي از دوستان ايشان كه اينجانب نيز حضور داشتم ايشان به صراحت به خطوط قرمز نظام حمله ميكرد و هنگاميكه با واكنش ما مواجه گرديد گفت ما بايد شلوغ كنيم و حرفهاي تند بزنيم . كارها و اقدامات مهندس موسوي در مجلس ششم را نمي توان ناديده گرفت ولي به ادعان بسياري از همفكران ايشان بخصوص نمايندگان طيف تحكيم وحدت گاهي تندرويهاي ايشان مسائلي را بوجود ميآورد كه جز افسوس راهي را باقي نمي گذاشت. با تمام نقدهاي موجود بر ايشان و همچنين ادامه راه جنبش دانشجويي از آزادي ايشان بسيار خوشحالم زيرا عقيده دارم يك روشنفكر محدود آزاد به مراتب بهتر از يك روشنفكر در بند است. پيروز باد جنبش اصلاحات بخصوص جنبش پاك دانشجويي
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 18:27 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
|
|
امروز عكسي از احمد باطبي را ديدم كه در مرخصي دو روزه از زندان گرفته شده بود. سوالي كه با ديدن تصوير پيش مي آيد اين است كه چگونه است كه هر كسي كه به زندان ميرود شكسته و رنجور ميشود ولي آقاي باطبي شاد و سرزنده و با موهاي پريشان از زندان آزاد ميشودhttp://khorramdin.persiangig.com/batebi/blog/ahmad1.JPG
همچنين عكسهاي موسوي خوييني نيز پس از آزادي ايشان را بسيار سرحال و شاد نشان ميدهد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 11:21 توسط نيما فلاح پور
|
|
|
|
| روز نگاشت |
| آنان که رفتند کاری حسینی کردند، آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیند." |
|